نوستالژی
ژوئن 11, 2008
یادش بخیر بچه که بودیم هر وقت پول دستمون رسید سریع میرفتیم مغازه یه چیزی میخریدیم میخوردیم.همه چیز ارزون بود نوشابه شیشه ای 50 تومن.بستنی چوبی 50 تومان. ویفر رنگارنگ یادتونه اون 25 تومن بود مرام می گذاشتیم یکی هم برای دوستمون میخریدیم.طعم خیلی جالبی داشت هنوز که هنوزه طعمشو دوست دارم ولی الان شده 50 تومان باز هم خوبه قیمتش زیاد تغییر نکرده .هنوزم هر از گاهی میخرم باهاش میرم به اون روزها.
Entry Filed under: آرزو. برچسبها: نوستالژی،رنگارنگ،بچگی،مینو.
6 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed





1.
Mostafa | ژوئن 13, 2008 at 6:24 ق.ظ
Man az bachegim khatereye khob va be yadmandani nadaram!
Tanha chizi ke yadame kotakayi ke az pedaram mikhorda
Kheili jaleb bod inghad saram o zire pash feshar midad o ba kamarbandesh mizadam ke b hosh mishodam
Vali ziadam bad nabod
Khodaro shokr
Worship
ممنون سر زدی خب اون موقع ها گذشته فقط یاد و خاطره هاش هست (چه خوب چه بد)مهم بعد از اینه
2.
زهرا | دسامبر 3, 2008 at 11:23 ق.ظ
يادش بخير حالا هم بعضي وقتها رنگارنگ مي خرم به ياد ايام گذشته
من که 44 سال و 4 ماه ديگه زنده ام بازم شکر . شايد بتونيم جبران مافات کنيم
3.
زهرا | دسامبر 3, 2008 at 11:25 ق.ظ
ما که هر چي مينويسيم ميگن تکراريه . اما به هر حال يادم نرفته گذشته را و حالا هم بعضي مواقع رنگارنگ مي خريم به ياد ايام پيشين
مطالب خوب بود . 44 سال و 4 ماه ديگه زنده ام خدارا شکر.
4.
مهرزاد | دسامبر 6, 2008 at 4:22 ق.ظ
سلام زهرا خانم
خوش اومدی
شما چی نوشتی مگه؟
کی گفته تکراری هست؟
بعضی چی؟
5.
مهرزاد | دسامبر 6, 2008 at 4:24 ق.ظ
کلا گذشته ها به نظر شیرین تر میاد با همه اتفاقاتی که افتاده ولی آینده رو همه ازش میترسند
6.
mohammad | سپتامبر 8, 2009 at 11:20 ق.ظ
نوستالژیک بود